الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
24
الخصال ( فارسى )
در هر روز سختى ما از قريش و مكه دفاع ميكرديم * هر كس بخانهء كعبه قصدى داشت * ما او را ميزديم و ميرانديم * چوب عود از ما بوى خوش گرفته است * در آستان ما فوج فوج مىآيند * مقصود همه ما هستيم * و در قصيدهء بلند و اديبانهء خود كه بازار امرء القيس و گويندگان معلقات را شكسته وضعيت جبهه مقاومت خود را روشن كرد و دشمنان خود را معرفى نمود و پايدارى و فداكارى خود را راجع به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و اسلام با صراحت و شهامت بىمانندى آشكار ساخت و در حقيقت با اين منطق عجيب همه سران قريش را بجاى خود نشانيد و تا پايان زندگانى خود امنيت بنى هاشم و شخص پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم را تأمين كرد ، مقام دانش و ولايت خود را در آن گنجانيد و بىترديد بپيروزى نهائى اسلام مژده داد و پايه عقيده و ايمان خود را نسبت بمحمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و دين او آشكار كرد و مشت گرهى به دهان همه منكران زد ، كور باد فهمى كه پس از مطالعهء اين قصيده كه در همه كتب سير و تواريخ مسلم اسلامى نقل شده باز نسبت كفر به آن پشتيبان دين و اسلام و مركز ايمان بدهد ، اين قصيده 94 بيت در سيرهء ابن هشام ضبط شده ولى تا 111 بيت هم شمرده شده است ، اين قصيده را از سيرهء ابن هشام كه بيشتر مورد وثوق و بهتر قابل استدلال است ترجمه ميكنيم و شاهكارهاى آن را مورد تفسير و استدلال قرار ميدهيم . ميفرمايد : 1 - چون ديدم در قوم قريش مهر و وفائى نيست و همه پيوندها و دست آويزهاى موافقت را بريدند 2 - و آشكارا بدشمنى و آزار ما برخاستند و دستور دشمن بنيانكن را به كار بستند . 3 - و با مردمى بد بين بر ضد ما هم سوگند شدند كه در دنبال ما انگشت كينه ميگزيدند 4 - من خود را ببرد بارى واداشتم و بنيزهء بلند و تيغ تيز كه ارث بزرگان است اعتماد كردم 5 - فاميل و برادران خود را در پناه خانهء كعبه حاضر كردم و بدامن پيراهن كعبه چسبيدم 6 - برابر در كعبه ايستاده صف بستم آنجا كه هر عبادتكنندهاى وظيفه سوگند خود را انجام ميدهد 7 - آنجا كه قاصدان حرم كاروان شتر را ميخوابانند در رهگذر سيلها برابر مجسمهء اساف و نائله 8 - همان شترانى كه داغ بر بازو يا پهلو دارند رام شده و ميان شش و هشت سالهاند 9 - گوشماهى و رخام به آنها آويخته و با گلوبندهائى چون خوشهء خرما آنها را آرايش كرده 10 - بپروردگار مردم پناه